ریسک و شخصیت سرمایه گذاری


جریانات درآمد – هزینه‌ی شرکت (برگرفته از آموزه‌های مهندس پورمددکار)

سرمایه‏ گذار نیک‌اندیش/فرشته سرمایه گذار کیست؟

این واژه به عنوان معادلی برای اصطلاح Angel Investor و یا Business Angel بکار می‌رود. سرمایه‌گذاران نیک‌اندیش/فرشتگان سرمایه‏ گذار ، کارآفرینان و مدیران اجرایی با توان مناسب سرمایه‌گذاری هستند که بطور معمول روی کسب و ریسک و شخصیت سرمایه گذاری کارهای کارآفرینان در مراحل اولیه سرمایه‌ گذاری می‌کنند. سرمایه‌گذاران نیک‌اندیش/فرشتگان سرمایه‏ گذار علاوه بر تمایل برای سرمایه‌گذاری در کسب و کارهای نوپا و تازه تاسیس، با ارائه مشاوره و کمک به کارآفرینان در مقام راهنما نیز ایفای نقش می‌کنند. سرمایه گذاران نیک‌اندیش/ فرشتگان سرمایه‏ گذار نسبت به سایر گزینه‌های تامین سرمایه (بانک‌ها و شرکت‌ های سرمایه گذاری مخاطره‌پذیر) سرمایه گذاری‌های کمتر اما با ریسک بالاتر را تقبل می‌کنند و در مراحل زودتری از کسب و کار سرمایه‌گذاری را می‌پذیرند.
عضو سرمایه‌گذار نیک‌اندیش یک شخصیت حقیقی با حداقل شرایط ذیل است:
۱- داشتن تجربه و دانش کافی در خصوص راه‌اندازی و مدیریت شرکت ها
۲- آشنایی با مفاهیم سرمایه‌گذاری و کارآفرینی و داشتن روحیه لازم برای به اشتراک‌گذاری اطلاعات و توانایی‌های بازرگانی، تجاری، علمی، فنی، مدیریتی، اجرایی و ارائه مشاوره و راهنمایی داوطلبانه و رایگان به کارآفرینان و سرمایه‌گذاران
۳- در اختیار داشتن سرمایه مناسب برای انجام سرمایه‌گذاری در طرح‌های کارآفرینی که بطور معمول ریسک بالایی دارند، بگونه‌ ای که شرایط و روال عادی کار و زندگی آنان دستخوش تغییر و نابسامانی ناشی از ریسک سرمایه‌ گذاری نخواهد شد.
۴- این افراد معمولا در رده سنی ۴۵ تا ۶۵ سال قرار دارند.

آخرین مطالب

  • پنجاه و دومین نشست سرمایه‌گذاری کارایا با همراهی گروه دیجی کالا و دیجی نکست برگزار شد
  • پنجاه و دومین نشست سرمایه‌گذاری کارایا برگزار خواهد شد
  • حضور کارایا در اجلاس فرهنگ و سرمایه‌گذاری سازمان همکاری کشورهای اسلامی
  • حضور کارایا در رویداد رینوتکس تبریز
  • اینی‌فای به سبد سرمایه‌گذاری کارایا پیوست
  • تودیع و معارفه رئیس هیئت اجرایی کارایا
  • پنجاهمین نشست سرمایه‌گذاری کارایا برگزار شد
  • 🚀 استارتاپ‌های منتخب برای حضور در اولین رویداد کارایا تاک ۲
  • فراخوان دومین کارایا تاک ۱۴۰۰؛ مشاوره رایگان به استارتاپ‌ها توسط سرمایه‌گذاران نیک‌اندیش کارایا (Karaya Angel Investors)
  • نخستین رویداد کارایا تاک (مشاوره رایگان به استارتاپ‌ها توسط سرمایه‌گذاران نیک‌اندیش کارایا) به صورت مجازی برگزار شد
  • بازتاب خبری رویداد خروج (Exit) استارتاپ‌های عمدکس و استادبانک همزمان با چهل‌و‌چهارمین نشست سرمایه‌گذاران نیک‌اندیش کارایا
  • گزارش ویدیویی آخرین نشست سرمایه‌گذاری سال ۱۳۹۹
  • چهل‌وچهارمین نشست سرمایه‌گذاری کارایا همزمان با رویداد خروج استارتاپ‌های استادبانک و عمدکس برگزار شد
  • مقایسه استارتاپ ها با کسب و کارهای کوچک
  • در مسیر سرمایه‌گذاری روی استارتاپ‌ها باید به چه مسائل حقوقی و مالیاتی توجه کرد؟

انتهای بزرگراه صیاد شیرازی شمال بعد از خروجی بابایی شرق، خروجی گلزار، گلزار جنوبی، بن بست عرب، پلاک9، واحد103، طبقه اول

سرمایه‏ گذار نیک‌اندیش/فرشته سرمایه گذار کیست؟

این واژه به عنوان معادلی برای اصطلاح Angel Investor و یا Business Angel بکار می‌رود. سرمایه‌گذاران نیک‌اندیش/فرشتگان سرمایه‏ گذار ، کارآفرینان و مدیران اجرایی با توان مناسب سرمایه‌گذاری هستند که بطور معمول روی کسب و کارهای کارآفرینان در مراحل اولیه سرمایه‌ گذاری می‌کنند. سرمایه‌گذاران نیک‌اندیش/فرشتگان سرمایه‏ گذار علاوه بر تمایل برای سرمایه‌گذاری در کسب و کارهای نوپا و تازه تاسیس، با ارائه مشاوره و کمک به کارآفرینان در مقام راهنما نیز ایفای نقش می‌کنند. سرمایه گذاران نیک‌اندیش/ فرشتگان سرمایه‏ گذار نسبت به سایر گزینه‌های تامین سرمایه (بانک‌ها و شرکت‌ های سرمایه گذاری مخاطره‌پذیر) سرمایه گذاری‌های کمتر اما با ریسک بالاتر را تقبل می‌کنند و در مراحل زودتری از کسب و کار سرمایه‌گذاری را می‌پذیرند.
عضو سرمایه‌گذار نیک‌اندیش یک شخصیت حقیقی با حداقل شرایط ذیل است:
۱- داشتن تجربه و دانش کافی در خصوص راه‌اندازی و مدیریت شرکت ها
۲- آشنایی با مفاهیم سرمایه‌گذاری و کارآفرینی و داشتن روحیه لازم برای به اشتراک‌گذاری اطلاعات و توانایی‌های بازرگانی، تجاری، علمی، فنی، مدیریتی، اجرایی و ارائه مشاوره و راهنمایی داوطلبانه و رایگان به کارآفرینان و سرمایه‌گذاران
۳- در اختیار داشتن سرمایه مناسب برای انجام سرمایه‌گذاری در طرح‌های کارآفرینی که بطور معمول ریسک بالایی دارند، بگونه‌ ای که شرایط و روال عادی کار و زندگی آنان دستخوش تغییر و نابسامانی ناشی از ریسک سرمایه‌ گذاری نخواهد شد.
۴- این افراد معمولا در رده سنی ۴۵ تا ۶۵ سال قرار دارند.

آخرین مطالب

  • پنجاه و دومین نشست سرمایه‌گذاری کارایا با همراهی گروه ریسک و شخصیت سرمایه گذاری دیجی کالا و دیجی نکست برگزار شد
  • پنجاه و دومین نشست سرمایه‌گذاری کارایا برگزار خواهد شد
  • حضور کارایا در اجلاس فرهنگ و سرمایه‌گذاری سازمان همکاری کشورهای اسلامی
  • حضور کارایا در رویداد رینوتکس تبریز
  • اینی‌فای به سبد سرمایه‌گذاری کارایا پیوست
  • تودیع و معارفه رئیس هیئت اجرایی کارایا
  • پنجاهمین نشست سرمایه‌گذاری کارایا برگزار شد
  • 🚀 استارتاپ‌های منتخب برای حضور در اولین رویداد کارایا تاک ۲
  • فراخوان دومین کارایا تاک ۱۴۰۰؛ مشاوره رایگان به استارتاپ‌ها توسط سرمایه‌گذاران نیک‌اندیش کارایا (Karaya Angel Investors)
  • نخستین رویداد کارایا تاک (مشاوره رایگان به استارتاپ‌ها توسط سرمایه‌گذاران نیک‌اندیش کارایا) به صورت مجازی برگزار شد
  • بازتاب خبری رویداد خروج (Exit) استارتاپ‌های عمدکس و استادبانک همزمان با چهل‌و‌چهارمین نشست سرمایه‌گذاران نیک‌اندیش کارایا
  • گزارش ویدیویی آخرین نشست سرمایه‌گذاری سال ۱۳۹۹
  • چهل‌وچهارمین نشست سرمایه‌گذاری کارایا همزمان با رویداد خروج استارتاپ‌های استادبانک و عمدکس برگزار شد
  • مقایسه استارتاپ ها با کسب و کارهای کوچک
  • در مسیر سرمایه‌گذاری روی استارتاپ‌ها باید به چه مسائل حقوقی و مالیاتی توجه کرد؟

انتهای بزرگراه صیاد شیرازی شمال بعد از خروجی بابایی شرق، خروجی گلزار، گلزار جنوبی، بن بست عرب، پلاک9، واحد103، طبقه اول

23 اصل سرمایه گذاری وارن بافت - قسمت 1

وارن بافت (Warren Buffett) یکی از موفق‌ترین سرمایه‌گذاران جهان در 50 سال اخیر به شمار می‌آید. وی با فلسفه "سرمایه‌گذاری بر مبنای ارزش" و "سودآوری آتی شرکت‌ها" توانست 52 میلیارد دلار ثروت به دست بیاورد و ثروتمندترین سرمایه‌گذار جهان و سومین مرد ثروتمند دنیا شود. در سال 2007 مجله تایمز، بافت را به عنوان یکی از تأثیرگذارترین شخصیت‌های تاریخ جهان معرفی کرد، به صورتی که الگو بسیاری از جوانان آتیه‌دار و جویای موفقیت می‌باشد. بافت یکی از مالکان اصلی شرکت‌هایی نظیر ژیلت یا آمریکن محسوب می‌شود. جالب است بدانیم او در سن 11 سالگی در وال‌استریت، مشاغلی نظیر فروش نوشابه، روزنامه یا واکس‌زدن کفش را داشت و در همان سن اولین سهام خود را خرید. پس از مدتی در سن 14 سالگی از محل پس‌اندازهایش که حاصل توزیع روزنامه بود، یک مزرعه خرید. شرکت وی که برکشایر هاثوی نام دارد صاحب 63 شرکت دیگر است؛ بافت هر سال تنها یک نامه به رؤسای این شرکت‌ها می‌نویسد و اهداف سالانه را به آن‌ها یادآور می‌شود. قانونی که بافت به رؤسای شرکت‌ها مرتباً متذکر می‌شود، این دو است:

قانون اول: پول سهامدارانتان را نسوزانید.
قانون دوم: هیچ‌گاه قانون اول را فراموش نکنید.

بافت، 23 اصل مهم را برای سرمایه‎گذاری ارائه داده است:

1) حفظ سرمایه همیشه اولویت است
یک سرمایه‌گذار حرفه‌ای بر این باور است که اولویت حفظ سرمایه است و این باور زیر بنای روش سرمایه‌گذاری وی را می‌سازد. در مقابل سرمایه‌گذار حرفه‌ای، سرمایه‌گذار مبتدی قرار دارد که هدف وی به دست آوردن پول زیاد است و در نتیجه غالباً در حفظ سرمایه شکست می‌خورد.

2) اجتناب از ریسک به صورت جدی
همان‌طور که در مورد قبل نیز به آن اشاره کردیم، هدف سرمایه‌گذار حرفه‌ای حفظ سرمایه است، بنابراین کاملاً مخالف ریسک می‌باشد؛ در صورتی که سرمایه‌گذار مبتدی فکر می‌کند که سود‌های کلان تنها از طریق ریسک‌های بزرگ به دست می‌آید و در این روش به ثروت خواهد رسید.

3) فلسفه سرمایه‌گذاری مخصوص به خود داشته باشید
سرمایه‌گذار حرفه‌ای فلسفه و روش مخصوص به خود را طراحی کرده است که گویای شخصیت، توانایی‌ها و اهداف وی می‌باشد. شما فلسفه سرمایه‌گذاری مشابهی را در بین سرمایه‌گذاران موفق نمی‌بینید. برخلاف سرمایه‌گذار حرفه‌ای، سرمایه‌گذار مبتدی فلسفه سرمایه‌گذاری ندارد و یا از فلسفه سرمایه‌گذاری شخص دیگری استفاده می‌کند.

4) برای انتخاب، خرید و فروش سهام، سیستم شخصی خودتان را طراحی کنید
همان‌طور که اشاره شد، سرمایه‌گذار حرفه‌ای از یک فلسفه خاص استفاده می‌کند و سیستم معاملاتی خود را می‌سازد و بر اساس آن معاملات خود را انجام می‌دهد. سرمایه‌گذار مبتدی از هیچ‌گونه سیستم معاملاتی استفاده نمی‌کند و یا از سیستم معاملاتی شخص دیگری، بدون اینکه آن سیستم را آزمایش و یا با شخصیت خود سازگار کند، بهره‌ می‌برد. این سیستم برای سرمایه‌گذار مبتدی مؤثر ریسک و شخصیت سرمایه گذاری واقع نمی‌شود، در نتیجه سیستم دیگری را اتخاذ می‌کند، آن سیستم هم به نتیجه دلخواه سرمایه‌گذار نمی‌رسد و این روند ادامه‌دار خواهد بود تا اینکه سرمایه‌گذار را خسته و دل‌زده می‌کند.

5) تا آن اندازه که می‌توانید خرید کنید
در صورتی که یک سرمایه‌گذاری، معیارهای او را داشته باشد، تا آن اندازه که ریسک و شخصیت سرمایه گذاری باید به خرید آن می‌پردازد. در مقابل سرمایه‌گذار مبتدی اعتماد به نفس لازم برای یک سرمایه‌گذاری بسیار بزرگ را ندارد.

6) بر میزان بازدهی که پس از پرداخت مالیات به دست می‌آید، تمرکز کنید
سرمایه‌گذار حرفه‌ای فعالیت خود را به ‌گونه‌ای تنظیم می‌کند که پرداخت مالیات به صورت قانونی را به پایین‌ترین حد ممکن خود برساند. اما سرمایه‌گذار مبتدی از تأثیر منفی مالیات‌ها و هزینه معاملات بر عملکرد سرمایه‌گذاری در بلند مدت نیست و یا آن را نادیده می‌گیرد.

7) تنها بر روی چیزی که درک می‌کنید، سرمایه‌گذاری کنید
سرمایه‌گذار حرفه‌ای تنها بر روی چیزی که درک می‌کند، سرمایه‌گذاری انجام می‌دهد. سرمایه‌گذار مبتدی، یکی از پیش نیازهای ضروری موفقیت که داشتن درک عمیق از کاری است که انجام می‌دهد را ندارد و به ندرت متوجه می‌شود که موقعیت‌های سودمند در حوزه تخصصی خود او وجود دارد.

8) از سرمایه‌گذاری در بخش‌هایی که با معیارهایتان سازگار نیست، اجتناب کنید
سرمایه‌گذار حرفه‌ای به راحتی بخش‌هایی که مطابق با معیارش نیست را کنار می‌گذارد و از سرمایه‌گذاری در آن بخش‌ها اجتناب می‌کند. اما سرمایه‌گذار مبتدی نمی‌تواند به طمع خود نه بگوید و هیچ معیاری ندارد و بر اساس معیار دیگران عمل می‌کند.

9) تحقیقات خود را انجام دهید
سرمایه‌گذار حرفه‌ای در پی فرصت‌های جدید است که با معیارهای او هم‌خوانی داشته باشد و کاملاً بر پایه تحقیقات خودش باشد؛ وی در صورت نیاز به حرف‌های سرمایه‌گذارانی گوش می‌دهد که دلایل پرمحتوا و قابل احترام دارند. سرمایه‌گذار حرفه‌ای واچ لیست تشکیل می‌دهد و بر اساس آن معاملاتش را پایه‌گذاری می‌کند. سرمایه‌گذار مبتدی به دنبال یک فرصت است که وی را در یک مسیر آسان‌تر قرار دهد؛ در نتیجه همیشه به دنبال "نقطه اوج فعالیت‌های ماهیانه" است. سرمایه‌گذار مبتدی به ندرت پیش از خرید مطالعه‌ای عمیق و اساسی انجام می‌دهد و تمام تحقیقاتش به آخرین نکته‌های داغ و پیشنهادی از سوی کارگزار مشاور یا روزنامه روز قبل است و از واچ لیست استفاده نمی‌کند.

10) بی‌اندازه صبور باشید
سرمایه‌گذار حرفه‌ای صبر می‌کند تا یک موقعیت و یک سرمایه‌گذاری مطابق با معیارهایش بیابد. سرمایه‌گذار مبتدی در این تصور است که همیشه در بازار باید مشغول انجام کاری باشد.

در قسمت دوم این مقاله به 13 اصل دیگر از 23 اصل سرمایه‌گذاری وارن بافت می پردازیم.

مولفه‌های مالی و اقتصادی تاثیرگذار در جذب سرمایه

مولفه های مالی و اقتصادی موثر در جذب سرمایه گذار

همه افراد هر روز در معرض نوعی ریسک قرار می‌گیرند، خواه رانندگی و پیاده‌روی در خیابان ، خواه سرمایه‌گذاری یا مواردی دیگر. شخصیت، سبک زندگی و سن سرمایه‌گذار از مهمترین عواملی است که برای مدیریت سرمایه‌گذاری فردی و اهداف ریسک در نظر گرفته می‌شود. هر سرمایه‌گذار مشخصا دارای پروفایل ریسک‌پذیری متفاوتی است که بر اساس قدرت مقاومت او در برابر تغییر شرایط مشخص می‌شود. وقتی صحبت سرمایه‌گذاری به میان می‌آید باید در نظر داشت که رابطه‌ی تنگاتنگی میان ریسک، خطر و پاداش وجود دارد. به قول معروف «نابرده رنج، گنج میسر نمی‌شود». به طور کلی، با افزایش ریسک‌های سرمایه‌گذاری، سرمایه گذاران برای جبران پذیرفتن این ریسک‌ها، انتظار بازده یا پاداش بیشتری را دارند. در ادامه پس از بررسی انواع ریسک های سرمایه گذاری، به بررسی مولفه های مالی و اقتصادی تاثیرگذار در جذب سرمایه می پردازیم.

در مقالات پیشین در ارتباط با “مسیر تبدیل استارتاپ از ایده تا عرضه‌ی اولیه سهام” صحبت نمودیم و به بررسی مراحل سرمایه گذاری استارتاپ ها پرداختیم. در این مقاله با تمرکز بر شاخص های مالی و اقتصادی به نحوه جذب سرمایه گداران و نحوه تصمیم گیری آنها می پردازیم.

در شکل زیر شماتیکی از این رابطه بیان شده است. برای این که بتوانید درک کنید که چه عوامل و فاکتورهایی در یک کسب و کار برای سرمایه‌گذاران جذاب است، ابتدا باید با ریسک‌های سرمایه‌گذاری آشنا شوید و بدانید که سرمایه‌گذاران چگونه و از طریق چه راه‌هایی، کسب و کار‌ها را می‌سنجند.

رابطه‌ی ریسک یا خطر با بازگشت سرمایه یا پاداش

رابطه‌ی ریسک یا خطر با بازگشت سرمایه یا پاداش (برگرفته از Investopedia)

ریسک در سرمایه گذاری

به طور کلی در اصطلاح مالی، ریسک اختلاف درآمد یا آورده‌ی واقعی یک کسب و کار نسبت به درآمد یا سود مورد انتظار آن کسب و کار، در گذر زمان رشد استارتاپ است. ریسک یا خطر در واقع احتمال از دست دادن بخش یا تمام سرمایه‌ی اولیه‌ای است که وارد کسب و کار کرده‌اید.

به صورت کمی، ریسک معمولاً با در نظر گرفتن رفتارها و نتایج تاریخی کسب و کار ارزیابی می شود. در امور مالی، «انحراف معیار» یک معیار متداول مرتبط با ریسک است. انحراف معیار به اندازه‌گیری نوسانات ارزش دارایی‌ها در مقابل میانگین‌ ارزش‌ دارایی‌های پیشین کسب و کار در یک بازه زمانی مشخص است.

بر اساس طبقه بندی سایت Investopedia و wallstreetmojo ریسک‌های مالی به دو بخش کلی سیستماتیک و غیر سیستماتیک بخش‌بندی شده که دارای زیر بخش‌های دیگری از قبیل شکل زیر هستند.

ریسک‌های مالی یک کسب و کار

شماتیکی از ریسک‌های مالی یک کسب و کار

در ادامه به شکل خلاصه به تعریف انواع ریسک‌ها پرداخته می‌شود:

  • ریسک بازار: به ریسکی گفته می‌شود که ممکن است یک سرمایه‌گذاری به دلیل تغییرات و تحولات اقتصادی در برابرش قرار گرفته و ممکن است ارزش و سرمایه‌ی خود را از دست دهد. اصلی‌ترین بخش‌های ریسک بازار به قسم زیر است:
    • ریسک سهامی
    • ریسک نرخ بهره/ سود
    • ریسک ارز

    تاثیر ریسک افقی بر سرمایه

    شماتیکی از تاثیر ریسک افقی بر سرمایه

    • ریسک طول عمر: هر وقت هر سرمایه‌گذاری بیش از زمان پیش‌بینی شده‌ی سرمایه‌گذاران به طول می‌انجامد، دچار این قبیل ریسک‌ها می‌شود که عموما وارد سرزمینی ناشناخته شده که عموما نمی‌توان درکی از خطرات پیش رو داشت.
    • ریسک سرمایه‌گذاری خارجی: به ریسکی گفته می‌شود که به دلیل سرمایه‌گذاری در کشورهای خارج از کشور به وقوع می پیوندد، در واقع سرمایه‌گذاران با عواملی چون پایین آمدن شاخص اقتصادی GDP آن کشور، بالا رفتن تورم، ناآرامی‌های مدنی و … مواجه می‌شوند.

    حال که با خطرات و ریسک‌های یک سرمایه‌گذاری آشنا شدید، جدا از این‌که خودتان می‌توانید از روش‌های مدیریت و شناخت ریسک برای ریسک و شخصیت سرمایه گذاری پایین آوردن و مطمئن کردن کسب و کار خود اقدام کنید، دید بهتری از روش تصمیم‌گیری سرمایه‌گذار‌ها بر یک کسب و کار دارید. در ادامه به شاخص‌های پر اهمیت یک کسب و کار برای سرمایه‌گذاران پرداخته می‌شود، تا بتوان دید بهتری برای سنجش یک کسب و کار پیدا کرد و با ریسک‌های آن آشنا شد.

    شاخصه‌های مالی سنجش کسب و کار‌ها

    عموما سرمایه‌گذاران برای شناسایی ریسک کسب و کار از روش‌های مختلف ارزیابی شرکت‌ها مانند روش نسبت‌ها یا نرخ بازگشت سرمایه و … استفاده می‌کنند. عموما قبل از پذیرش سرمایه‌گذار خارجی، هر بنیان‌گذاری خود به نوعی در حال سرمایه‌گذاری بر روی کسب و کارش است، پس بهتر است که با برخی از این شاخص‌های مالی آشنا شوید تا بتوانید پیش‌بینی درستی به سرمایه‌گذار از کسب و کارتان ارائه دهید.

    از برخی شاخص‌های اقتصادی مانند IRR و NPV می توان برای تعیین میزان مطلوبیت یک پروژه و ارزش افزوده ایجاد شده توسط آن شرکت استفاده کرد. در حالی که یکی از این شاخص‌ها به صورت درصدی استفاده می‌شود، دیگری به صورت رقم واحد پولی (دلار، ریال و …) بیان می‌شود.

    ارزش فعلی (PV) و ارزش فعلی خالص (NPV)

    ارزش فعلی (PV) آن ارزشی است که است که خالص جریانات نقدی ورودی در حال حاضر برای شرکت دارند. خالص ارزش فعلی (NPV) همان ارزش فعلی است که میزان کل سرمایه‌گذاری انجام شده در پروژه از آن کم می‌شود. به بیانی دیگر در فرمول‌های‌ زیر آورده شده است:

    شاخص سود آوری (PI)

    شاخص دیگری که از PV و NPV می‌توان استخراج کرد، شاخص سود آوری (PI) می‌باشد که به شکل درصد بیان شده و به قرار فرمول زیر است:

    به طور مثال اگر در ابتدا یک سرمایه‌گذاری ۱۰۰ واحدی روی طرح انجام شده باشد و سپس در سال اول ۵۰ واحد درآمد و در سال دوم ۵۰ واحد هزینه و ۱۵۰ واحد درآمد در شرکت وجود داشته باشد (آورده شده در شکل ۱-۴)، با در نظر گرفتن نرخ بهره/ تنزیل ۱۰% شاخص‌ها به صورت زیر محاسبه می‌شود.

    جریانات درآمد – هزینه‌ی شرکت (برگرفته از آموزه‌های مهندس پورمددکار)

    درواقع ارزش خالص فعلی گویای آن است که اگر روی این طرح ۱۰۰ واحد پولی سرمایه گذاری شود با توجه به نرخ بهره / تنزیل ۱۰% (عموما در حالت واقعی نرخ سود بانکی برابر با نرخ تنزیل در نظر گرفته می‌شود) نه تنها بعد از دو سال ۱۰۰ واحد پولی به سرمایه‌گذار بازگشت داده می‌شود بلکه ۲۰ واحد پولی اضافی هم به آن داده می‌شود، به معنای دیگر نه تنها اصل ارزش سرمایه نگه داشته می‌شود، بلکه ۲۰ واحد پولی سود نیز به آن پول اضافه خواهد شد. اگر نرخ تنزیل بالاتر گرفته می‌شد امکان منفی شدن این شاخص هم وجود دارد.

    بعد از مشخص شدن سود‌دهی طرح باید میزان سوددهی به صورت نسبی و بدون واحد مشخص شود تا دید آیا آن طرح با توجه به سودده بودن برای سرمایه‌گذاری مناسب است یا خیر، برای رسیدن به این مهم از شاخص‌هایی به نام نرخ بازده داخلی یا نرخ بازگشت سرمایه استفاده می‌کنند.

    نرخ بازده داخلی (IRR) و نرخ بازگشت سرمایه (ROR/ROI)

    نرخ بازده داخلی (IRR = Internal Rate of Return) نرخی است که سود و زیان یک پروژه را مشخص می‌کند. تحلیل‌گران اقتصادی معمولا از این فاکتور در کنار ارزش خالص فعلی (NPV) استفاده می‌کنند. این مسئله به این دلیل است که هردو روش، مشابه‌اند ولی متغیرهای متفاوتی دارند.

    با کمک ارزش خالص فعلی، می‌توانید به یک نرخ تنزیل مشخص برای شرکت خود دست پیدا کنید و سپس ارزش فعلی سرمایه‌گذاری را محاسبه کنید. اما در نرخ بازده داخلی، باید بازگشت واقعی جریان‌های نقدی پروژه را محاسبه و سپس این نرخ بازگشت را با نرخ مانع شرکت (Hurdle Rate) مقایسه کنید. اگر نرخ بازده داخلی بیشتر باشد، سرمایه‌گذاری شما، یک سرمایه‌گذاری ارزشمند خواهد بود. ضرورتا IRR نرخی است که در آن NPV مربوط به یک سرمایه‌گذاری، برابر صفر است. فرمول IRR به قرار فرمول زیر است:

    که در رابطه بالا:

    • Ct = سود خالص برای دوره زمانی مورد نظر
    • t = تعداد دوره زمانی
    • r = نرخ بهره در دوره زمانی مورد نظر
    • I = میزان سرمایه‌گذاری

    در مثال ذکر شده در بخش قبلی میزان IRR به قرار زیر است:

    هر سرمایه‌گذاری با توجه به زمینه‌ی طرح و ریسک‌های مورد انتظار، شاخصی به نام حداقل نرخ جذب کننده (MARR = Minimum Acceptable Rate of Return) برای خود تعریف می‌کند که اگر شاخص IRR بیشتر از آن باشد حتما بر روی طرح سرمایه‌گذاری می‌کند و اگر کمتر باشد ریسک سرمایه‌گذاری را نمی‌پذیرد.

    نرخ بازده (RoR = Rate of Return/ Return on Investment) را می توان برای هر سرمایه‌گذاری، از وسیله نقلیه و املاک و مستغلات گرفته تا اوراق قرضه، سهام و هنرهای زیبا اعمال کرد. RoR با هر دارایی کار می کند به شرط آنکه دارایی در یک زمان خریداری شود و در دوره ای در آینده جریان نقدی ایجاد کند. سرمایه گذاری‌ها، تا حدی بر اساس نرخ بازده گذشته ارزیابی می‌شوند، که می‌تواند در مقایسه با دارایی‌های همان نوع برای تعیین جذاب ترین سرمایه گذاری‌ها ارزیابی شود. بسیاری از سرمایه گذاران دوست دارند قبل از انتخاب سرمایه گذاری ، نرخ بازده مورد نیاز را انتخاب کنند. این نرخ از فرمول زیر به دست می‌آید:

    نقطه‌ی سر به سر (Break Even Point)

    در مقالات پیشین در ارتباط با دره مرگ و روش های تامین مالی آن صحبت نمودیم. چنان چه علاقه مند به این مقاله هستید میتوانید از طریق کلیک بر روی عبارت “راهکارهای تامین مالی در دره‌ی مرگ استارتاپ‌ها” اقدام نمایید.

    تجزیه و تحلیل نقطه‌ی سر به سر در اقتصاد، کسب و کار و حسابداری هزینه به نقطه‌ای اشاره دارد که در آن هزینه کل با درآمد کل برابر می‌شود. برای تعیین تعداد واحدها یا ارزش و میزان درآمد مورد نیاز برای تأمین کل هزینه ها (هزینه های ثابت و متغیر) از تحلیل نقطه سر به سر استفاده می شود.

    به طور خلاصه:

    • در نقطه سر به سر، شرکت هیچ ضرر و زیانی نمی کند.
    • نقطه سر به سر در جایی رخ می دهد که میانگین درآمد = میانگین هزینه‌ی کل (ریسک و شخصیت سرمایه گذاری AR = ATC)
    • نقطه سر به سر در جایی رخ می دهد که درآمد کل = هزینه کل (TC = TR)

    طبق تعریف به دیاگرام زیر خواهیم رسید:

    نقطه‌ی سر به سر تعدادی و ارزشی

    دیاگرامی از نقطه‌ی سر به سر تعدادی و ارزشی

    تعریف فرمولی نقطه‌ی سر به سر

    (هزینه متغیر در واحد محصول – قیمت فروش در واحد محصول) / هزینه‌های ثابت = نقطه سر به سر تعدادی

    • هزینه‌های ثابت (Fixed Costs) به هزینه‌هایی گفته می‌شود که با تغییر میزان محصول و تولید تغییری نمی‌کنند. (عموما در طی سال در نظر گرفته می‌شود، مانند، حقوق، اجاره، تجهیزات ساختی و …)
    • قیمت فروش در واحد محصول (Price) به قیمت هر کدام از محصولات به صورت واحدی گفته می‌شود.
    • هزینه متغیر در واحد محصول (Variable Costs) به هزینه‌هایی گفته می‌شود که برای تولید یک واحد از محصول به صورت مستقیم نیاز است.

    قابل ذکر است که قیمت فروش واحد محصول منهای هزینه متغیر واحد محصول، حاشیه سود هر واحد است. به عنوان مثال، اگر قیمت فروش کتاب 100 هزار تومان و هزینه‌های متغیر آن 5 هزار تومان برای ساخت کتاب باشد، 95 هزار تومان حاشیه سود در واحد محصول است و به جبران هزینه‌های ثابت کمک می‌کند.

    اصولا نقطه‌ی سر به سر در اولین مراحل تصمیم‌گیری برای سرمایه‌گذاری بر استارتاپ‌ها صورت می‌گیرد، زیرا دلایل زیادی وجود دارد تا به آن نقطه نرسید یا به عنوان استراتژی خود مشخص کنید که چه قدر از آن ارزش را می‌خواهید صرف چه هزینه‌هایی کنید. به همین دلیل در اولین مرحله این شاخص تحلیل می‌شود تا در صورت منطقی بودن به مراحل بعدی رجوع شود. به طور مثال در مرحله‌ی بعدی با رسم جریان درآمد – هزینه در دو حالت عادی و تجمعی، زمان رسیدن به نقطه سر به سر تجمعی و عادی را محاسبه می‌کنند، تا با تحلیل آن دو نمودار، به میزان ریسک‌های احتمالی موجود در روند رشد کسب و کار بپردازند.

    تیم سرمایه گذاری صندوق پژوهش و فناوری گیلان جهت توانمندسازی استارتاپ ها و کسب و کارهای نوپا، فایل excel مورد نیاز جهت تحلیل مولفه های مالی را آماده نموده است. چنان چه تمایل به دریافت این فایل نمونه دارید، می توانید درخواست خود را با موضوع “دریافت فایل excel تحلیل مولفه های مالی” به آدرس پست الکترونیک صندوق گیلان ([email protected]) ارسال نموده یا در زیر همین پست آدرس پست الکترونیک خود را یادداشت بفرمایید.

    MBTI و سرمایه‌گذاری

    سرمایه‌گذاری مالی روی تیپ‌های شخصیتی مختلف

    در این قسمت می‌خواهیم درباره سرمایه‌گذاری پولی روی افراد با تیپ‌های شخصیتی مختلف صحبت کنیم و سؤال اصلی ما این است: «بهترین سرمایه‌گذاری‌ای که می‌توانیم روی یک نفر انجام دهیم چیست؟» در واقع شاید بخواهید بدانید براساس مشرب یا تیپ‌ شخصیتی افرادی که قصد سرمایه‌گذاری روی آن‌ها را دارید کدام نوع سرمایه‌گذاری بهتر جواب می‌دهد و شما را زودتر به نتیجه می‌رساند. وقتی روی یک نفر عاقلانه سرمایه‌گذاری می‌کنید، براساس مشرب یا تیپ شخصیتی آن فرد پاسخ‌ها و واکنش‌های متفاوتی دریافت خواهید کرد. در این بخش می‌خواهیم ببینیم چطور می‌توانید از پولتان برای سرمایه‌گذاری روی افراد استفاده کنید.

    سرمایه‌گذاری روی تجربه‌گراها

    وقتی می‌خواهید روی تجربه‌گراها سرمایه‌گذاری کنید در نظر داشته باشید که فرمول کلیدی سرمایه‌گذاری روی آن‌ها این است:

    یادگیری + ‌فرصت‌ها= تأثیرگذاری

    بهترین راهی که می‌توانید پولتان را روی تجربه‌گراها سرمایه‌گذاری کنید این است که برای آن‌ها فرصتی برای یادگیری و اثرگذاری به‌وجودآورید. تجربه‌گراها همیشه در جستجوی بهبود مهارت‌هایشان هستند و می‌خواهند از مهارت‌هایی که دارند استفاده کنند و در زندگی‌شان پیشرفت بزرگی کنند. بنابراین سرمایه‌گذاری شما این است که مورد یا پروژه‌ای که برایتان مهم است ریسک و شخصیت سرمایه گذاری و حاضرید روی آن شرط ببندید را انتخاب کنید، سپس آن‌ها را به اندازه کافی تجهیز کنید و سپس از سر راهشان کنار بروید تا کارشان را انجام دهند.

    برای این‌که انگیزه آن‌ها را بالا نگه دارید و اجازه ندهید شارژشان خالی شود، کاری کنید به آن‌ها خوش بگذرد: برایشان هدایای هیجان‌انگیز و غافلگیرکننده بخرید، کارهای هیجان‌انگیز بکنید و آن‌ها را به یک رستوران خوب با غذا و نوشیدنی عالی ببرید. آن‌ها دوست دارند مدام با رویدادها و تجربه‌های بزرگ و جسورانه دست و پنجه نرم کنند. آن‌ها از طریق کسب لذت وخوشی انگیزه می‌گیرند.

    وقتی روی یک تجربه‌گرا سرمایه‌گذاری می‌کنید انتظار چه نوع بازگشتی را باید داشته باشید؟‌ وقتی با یاددادن و به‌وجودآوردن فرصت‌ روی تجربه‌گراها سرمایه‌گذاری می‌کنید، آن‌ها به‌سرعت در مسیر رشد و پیشرفت قرار می‌گیرند و مهارت‌هایشان را بهبود می‌دهند و آن‌چه آموخته‌اند را در عمل به کار می‌گیرند. یادگیری برای تجربه‌گراها یک فرایند کاملاً فایده‌گرایانه است و می‌خواهند از آن نتیجه بگیرند. آن‌ها برای این‌که معلوماتشان را افزایش دهند به سراغ یادگیری نمی‌روند و هدفشان از یادگیری خودِ دانش نیست. آن‌ها یاد می‌گیرند چون موضوعِ یادگیری‌شان به‌طور مستقیم با نتیجه و هدف نهایی در ارتباط است و روی آن تأثیر می‌گذارد. سرمایه‌گذاری شما منجر به خلق خروجی‌های قابل توجه می‌شود، حالا فرقی ندارد چه هدفی در سر داشته باشید.

    سرمایه گذاری روی آرمان‌گراها

    وقتی می‌خواهید روی آرمان‌گراها سرمایه‌گذاری کنید در نظر داشته باشید که فرمول کلیدی سرمایه‌گذاری روی آن‌ها این است:

    یکرنگی + آموزش (منتورینگ) = وفاداری

    بهترین راهی که می‌توانید پولتان را روی آرمان‌گراها سرمایه‌گذاری کنید این است که برای آن‌ها هدایای نمادین و معنی‌دار بخرید یا کاری کنید تا حس بهتری از تجربه‌های یادگیری به آن‌ها دست بدهد (مثل بهبود فضای آموزش و یادگیری). در این صورت نشان داده‌اید که آن‌ها را درک می‌کنید و این برای آن‌ها مهم است. آرمان‌گراها همیشه دنبال صداقت و یکرنگی با خودشان و با دیگران هستند و حقیقتاً برایشان مهم است که منحصربه‌فرد باشند و دیگران این منحصر‌به‌فرد بودن و خاص بودن آن‌ها را ببینند. بنابراین بهترین سرمایه‌گذاری روی این افراد فراهم آوردن موقعیتی برای آموزش آن‌هاست؛ زمان بگذارید و اجازه دهید با آموزش، چیزی معنادار درباره خودشان کشف کنند و توسعه دهند. مثلاً از مواهب درونی یا استعدادهایی که دارند مطلع شوند. راهنمای آن‌ها در این مسیر شوید و وقتی احساس کنند در محیطی قرار گرفته‌اند که در حال یادگیری و نوشدن هستند، در آن‌صورت به‌طور شخصی و باتمام وجود با مسئله درگیر می‌شوند و آن‌ها تشنه چنین شرایطی هستند.

    برای این‌که انگیزه آن‌ها را بالا نگه دارید و اجازه ندهید شارژشان خالی شود، برای آن‌ها وقت بگذارید، آن‌ها را هدایت و راهبری کنید و خاص بودن و متمایز بودنشان را ببینید و مرتب در این مورد به آن‌ها بازخورد دهید. آن‌ها دوست دارند دیگران عمیق بودنشان را ببینند و از خوش‌نیتی آن‌ها قدردانی کنند و زمانی‌که به آن‌ها نشان دهید برایتان مهم و ارزشمند هستند با انگیزه و قدرت زیادی به حرکت ادامه می‌دهند.

    وقتی روی یک آرمان‌گرا سرمایه‌گذاری می‌کنید انتظار چه نوع بازگشتی را باید داشته باشید؟‌ یک فرد کاملاً وفادار و حامی که آماده است در هر زمان، هر کاری که بگویید را انجام دهد. برای آرمان‌گراها مهم است که کاملاً خودشان باشند، آن‌ها می‌خواهند ظرفیت‌هایشان را در حد اعلی شکوفا کنند و به بقیه هم کمک کنند به همین مقصود دست یابند. زمانی‌که فضای اعتماد به‌وجود بیاید، آن‌ها بهترین خودشان را رو می‌کنند، و هر کاری که از عهده‌شان بربیاید را انجام می‌دهند تا شما را سربلند کنند. بهترین عملکرد آن‌ها وقتی است که کاملاً شناخته‌شده‌اند، در این صورت خودشان را در اختیار گروه و مأموریت و رسالت آن قرار می‌دهند. سرمایه‌گذاری شما منجر به ایجاد رابطه‌ای می‌شود که به‌مرور زمان مستحکم‌تر خواهد شد و تا بلندمدت ادامه خواهد یافت.

    سرمایه گذاری روی پشتیبان‌ها

    وقتی می‌خواهید روی پشتیبان‌ها سرمایه‌گذاری کنید در نظر داشته باشید که فرمول کلیدی سرمایه‌گذاری روی آن‌ها این است:

    پاداش + تقدیر = فداکاری و تعلق

    بهترین راهی که می‌توانید پولتان را روی پشتیبان‌ها سرمایه‌گذاری کنید این است که بعنوان جبران خدمات اجرایی‌شان به آن‌ها پاداشی خوب و مکفی بدهید و ازشان تقدیر و تشکر کنید. برای پشتیبان‌ها بسیار مهم است که برای انجام درست کارها روی آن‌ها حساب باز شود از این رو افرادی بسیار وظیفه‌شناس هستند. علاوه بر این دوست دارند به‌خاطر مسئولیت‌پذیری و قابل اطمینان بودنشان مورد تأیید و تحسین قرار بگیرند تا متوجه شوند خدماتشان به‌عنوان فردی دقیق و مسئول دیده شده. در نتیجه بهترین سرمایه‌گذاری روی آن‌ها این است که پول خوبی بهشان بدهید و از آن‌ها به‌خاطر درست‌کاری و وظیفه‌شناسی‌شان ستایش کنید. قدردانی و پاداش مالی روی پشتیبان‌ها بیش از هر تیپ شخصیتی دیگری تأثیر مثبت می‌گذارد.

    برای این‌که انگیزه آن‌ها را بالا نگه دارید و اجازه ندهید شارژشان خالی شود، در بازه‌های زمانی مشخص جایگاه یا درآمدشان را افزایش دهید، به آن‌ها مرتب بازخورد دهید، و به‌طور رسمی از دستاوردهایشان تقدیر به عمل بیاورید. آن‌ها دوست دارند از شما درباره مسئولیت‌پذیری‌شان اعتبار و سندیت بگیرند و مورد تأییدتان باشند، و هرچقدر احترام و مقبولیت بیشتری به‌دست بیاورند با قدرت و پشتکار بیشتری جلو خواهند رفت.

    وقتی روی یک پشتیبان سرمایه‌گذاری می‌کنید انتظار چه نوع بازگشتی را باید داشته باشید؟‌ یک نیروی فداکار و کاملاً متعلق و حامی که کارها و مسئولیت‌ها را با دقت و نظمی بی‌نظیر انجام می‌دهد. پشتیبان‌ها به‌خاطر نیاز شدیدی که به تمام کردن کارها و قطعی کردن تصمیمات دارند، برایشان مهم است که هرکاری که شروع می‌کنند را تا انتها تکمیل کنند در نتیجه از آن‌ها کار نیمه تمام نخواهید دید. پول و اعتبار اجتماعی برای آن‌ها مفاهیمی ملموس و قابل اندازه‌گیری هستند، به همین دلیل آن‌ها بهترین عملکرد ممکن را از خودشان نشان خواهند داد چون می‌دانند کسی روی آن‌ها حساب باز کرده از این رو سعی می‌کنند با کیفیت بالایی کار کنند تا مطمئن شوند به‌اندازه پولی که دریافت می‌کنند خروجی دارند. پس سرمایه‌گذاری شما منجر به این می‌شود که کارها و فرایندهای اجرایی سروقت و با کیفیت انجام شوند.

    سرمایه گذاری روی خردگراها

    وقتی می‌خواهید روی خردگراها سرمایه‌گذاری کنید در نظر داشته باشید که فرمول کلیدی سرمایه‌گذاری روی آن‌ها این است:

    مسائل پیچیده + امکانات = راه‌حل‌های خلاقانه

    بهترین راهی که می‌توانید پولتان را روی خردگراها سرمایه‌گذاری کنید این است که منابع و امکاناتی در اختیار آن‌ها قرار دهید تا از این طریق به آن‌ها کمک کنید برای مسائل دشوار و پیچیده راه حل پیدا کنند. خردگراها همیشه دوست دارند روی مسائلی تمرکز کنند و به راه حل مشکلاتی فکر کنند که دیگران جرأت فکر کردن درباره آن‌ها را ندارند. و آن‌ها برای حل این‌گونه مسائل حاضرند هر کاری که لازم است انجام دهند. در نتیجه سرمایه‌گذاری‌ای که قرار است انجام دهید این است که چیزی به حد کافی دشوار بیابید تا توجه آن‌ها را به خودش جلب کند، سپس منابع و امکانات کافی در اختیار آن‌ها بگذارید تا با استفاده از آن‌ها شما را به موفقیت برسانند.

    برای این‌که انگیزه آن‌ها را بالا نگه دارید و اجازه ندهید شارژشان خالی شود آن‌ها را با افراد شایسته و باهوش و کاردان آشنا کنید تا از این طریق فرصتی برای یادگیری و کسب تجربه برای آنان فراهم شود. فرصتی که شاید خودشان به تنهایی نتوانند آن را ایجاد کنند. آن‌ها از نظر ذهنی مدام به دنبال هرگونه راه حلی هستند که آنان را یک قدم به حل مسئله نزدیک‌تر می‌کند. خردگراها عاشق انگیزاننده‌های ذهنی هستند.

    وقتی روی یک خردگرا سرمایه‌گذاری می‌کنید انتظار چه نوع بازگشتی را باید داشته باشید؟‌ راه حل‌هایی فوق‌العاده و دقیق که آن‌قدر پیچیده‌اند که بعید است به ذهن کس دیگری غیر از خودشان خطور کند. خردگراها به طور طبیعی عاشق حل مسئله‌اند. آن‌ها از هرنوع امکانات یا منابعی که در اختیارشان باشد استفاده می‌کنند تا مسئله را حل کنند. این افراد دوست ندارند مشغول مسائل یا چالش‌های ساده و کوچک شوند و دوست دارند موانعی را بردارند که هیچ‌کس نتوانسته است آن‌ها را از میان بردارد. آن‌ها عمیقاً دنبال این هستند که به استادانِ مسلط و خبره در حوزه خودشان تبدیل شوند و مدام در تکاپوی افزایش قلمرو و حوزه تأثیرگذاری‌ و تخصصشان هستند. سرمایه‌گذاری شما روی خردگراها منجر به خلق راه‌حل‌های خلاقانه و نوآورانه خواهد شد، راه حل‌هایی که حتی در تصور دیگران هم نمی‌گنجد.

    دوره حضوری مرتبط

    منبع: مجله Keirsey

    دیدگاه و نظری درباره این مقاله اگر دارید، آن‌را زیر همین پست و در قسمت کامنت‌ها بنویسید.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.