درک تعادل اقتصادی


ارزیابی قواعد پولی تیلور و نرخ رشد حجم پول برای اقتصاد ایران در قالب مدل تعادل عمومی تصادفی پویا

اثرگذاری و کارایی سیاست‌های پولی امروزه به عنوان چالشی مهم توجه سیاست‌گذاران را به خود جلب کرده است. مطالعات انجام شده حاکی از برتری روش بکارگیری قواعد پولی نسبت به روش صلاحدیدی در اعمال سیاست‌های پولی هستند. قاعده تیلور در حال حاضر به عنوان پرکاربردترین قاعده پولی به شمار می‌رود و اغلب کشورها از آن برای سیاست‌گذاری استفاده می‌کنند. از این‌رو به دلیل اهمیت و تاثیر‌گذاری روش و ابزار اعمال سیاست پولی و همچنین مواجهه با شوک‌های وارده به سیستم اقتصادی، در این مقاله سعی شده است با در نظر گرفتن قاعده پولی تیلور برای تصمیمات مقام پولی یک مدل استاندارد تعادل عمومی تصادفی پویای نیوکینزی برای اقتصاد ایران طراحی شود. همچنین برای ارزیابی و درک بهتر اثرات این قاعده، مدل دیگری با قاعده پولی نرخ رشد حجم پول طراحی و نتایج این مدل‌ها با یکدیگر مقایسه گردیده است. اگرچه هیچ یک از قواعد مذکور برای سیاست‌گذاری پولی ایران اتخاذ نشده‌اند، اما پارامترهای قواعد به‌گونه‌ای تعیین شده‌اند که نتایج گشتاورهای مدل نزدیک گشتاورهای عملکرد اقتصاد ایران شود. بررسی گشتاورهای متغیرهای اصلی شبیه‌سازی شده در هر مدل با گشتاورهای دنیای واقعی و توابع واکنش آنی متغیرها در برابر شوک‌های بهره‌وری، نفت و مخارج دولت نشان می‌دهد که مدل‌های ساخته شده در شبیه‌سازی اقتصاد ایران و تطابق با مبانی تئوری موفق بوده‌اند. همچنین نوع قاعده پولی بکار رفته بسته به نوع شوک وارده به اقتصاد می‌تواند در شدت و ضعف واکنش متغیرهای مدل در برابر شوک موثر باشد. اثر‌گذاری این قواعد بر متغیر تورم، بیشتر از متغیرهای بخش واقعی مدل بوده است.

کلیدواژه‌ها

  • مدل تعادل عمومی تصادفی پویا
  • سیاست پولی
  • قاعده تیلور
  • قاعده نرخ رشد حجم پول

20.1001.1.17350794.1396.21.83.3.9

موضوعات

  • اقتصادکلان و بین‌الملل و پول و ارز

عنوان مقاله [English]

Evaluating Taylor Rule and Money Growth Rate Rule in a DSGE Model for Iran

نویسندگان [English]

  • Neda Bayat 1
  • Javid Bahrami 2

The Effectiveness and efficiency of monetary policy as a challenging problem in economics has been considerably discussed among policymakers. Moreover, it has been shown that applying monetary rules are more successful than using discretion in conducting monetary policy. Currently, Taylor rule is widely used in a large number of countries. This paper analyzes two alternative monetary policy rules, Taylor rule and money growth rate rule, in new Keynesian stochastic dynamic general equilibrium models for Iran economy and also compares the results of them. However, neither of these درک تعادل اقتصادی rules has been applied to Iran monetary policy yet, the parameters of the rules are determined such that the moments of simulations approximately equal to the moments of real economy. Analyzing the moments of simulated parameters and comparing them with the real world’s data demonstrates that presented models in simulations of Iran macroeconomic are properly matched with both theoretical درک تعادل اقتصادی principles and Iran economy. Furthermore, the type of used monetary rules depending on the type of economic shocks, technology, oil or government expenditure, could affect intensity of variables responses to the shocks. Finally, it is shown that the effect of the presented rules on the inflation variable is higher than the real sector variables.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Dynamic stochastic general equilibrium
  • Monetary policy
  • Taylor rule
  • money growth rate rule

مراجع

تقی‌نژاد عمران، وحید و محمد بهمن (1391)؛ «قاعده گسترش‌یافته تیلور: مطالعه موردی ایران 86-1357»، فصلنامه تحقیقات مدل‌سازی اقتصادی، ش. 9.

توکلیان، حسین (1391)؛ «بررسی منحنی فیلیپس کینزی جدید در قالب یک مدل تعادل عمومی پویای تصادفی برای ایران»، مجله تحقیقات اقتصادی، ش. 3، صص 1-22.

جلالی نائینی، سید احمدرضا (1389)؛ «ابزارهای سیاست پولی مبتنی بر نرخ بهره در مقایسه با ابزارهای سیاست پولی غیر ربوی»، فصلنامه تازه‌های اقتصاد (گزارش سخنرانی دکتر جلالی نائینی)، پژوهشکده پولی و بانکی، ش. 132.

داودی، محبوبه (1393)، «شبیه‌سازی تصادفی قاعده سیاست پولی در مدل کینزی جدید برای اقتصاد ایران»، پایان‌نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه صنعتی شریف.

درگاهی، حسن و رویا شربت‌اوغلی (1389)؛ «تعیین قاعده سیاست پولی در شرایط تورم پایدار اقتصاد ایران با استفاده از روش کنترل بهینه»، مجله تحقیقات اقتصادی، ش.93، صص 27-1.

سلیمانی، موحد؛ مریم، زهرا افشاری و مهدی پدرام (1394)؛ «سیاست پولی بهینه با استفاده از قاعده مشارکت اسلامی در یک مدل تعادل عمومی تصادفی پویا»، فصلنامه پژوهش‌ها و سیاست‌های اقتصادی، ش. 76، صص 144-115.

فرازمند، حسن؛ مجتبی قربان‌نژاد و عبدالله پورجوان (1392)؛ «تعیین قواعد سیاست پولی و مالی بهینه در اقتصاد ایران»، فصلنامه پژوهش‌ها و سیاست‌های اقتصادی، ش.67، صص89-69.

کمیجانی، اکبر؛ سیدمحمدهادی سبحانیان و سعید بیات (1391)؛ «اثرات نامتقارن رشد درآمدهای نفتی بر تورم در ایران با استفاده از روش VECM»، فصلنامه پژوهشنامه اقتصادی (رویکرد اسلامی ـ ایرانی)، سال دوازدهم، ش. 45، صص226-201.

مجاب، رامین و سیدمهدی برکچیان (پاییز 1390)؛ «تأثیر شوک‌های درآمد نفت بر تولید حقیقی بدون نفت»، فصلنامه پژوهش‌های پولی ـ بانکی، سال چهارم، ش. 9.

همتی، مریم (1391)؛ « ارزیابی عملکرد سیاست پولی در ایران»، فصلنامه تازه‌های اقتصاد، پژوهشکده پولی و بانکی، ش. 136.

Adalid, R.; G. Coenen, P. McAdam and S. Siviero (2005); “The Performance and Robustness of Interest Rate Rules in Models of the Euro Area”, ECB Conference on Monetary Policy and Imperfect Knowledge, Working Paper Series, no.479: 3-33.

Airaudo, M and Z. Luis-Felipe (2012); “Interest Rate Rules, Endogenous Cycles, and Chaotic Dynamics in Open Economies”; Journal of Economic Dynamics and Control, no.36(10), pp.1566-1584.

Cúrdia, V.; A. Ferrero, G.C. Ng and A. Tambalotti (2011); “Evaluating Interest Rate Rules in an Estimated DSGE Model”, FRB of New York Staff Report, no.510.

Friedman, B. M. and K. N. Kuttner (2010); “Implementation of Monetary Policy: How Do Central Banks Set Interest Rates?”, no.w16165. National Bureau of Economic Research.

Gali, J.; D. L. Salido and J. Valles (2003); “Rule of Thumb Consumers and the Design of Interest Rate Rules”, Series Documentes of Central Bank of Spain, no.0320.

Giannoni, M. P. and M. Woodford (2003); “Optimal Interest-rate Rules: I. General Theory”, no. w9419. National Bureau of Economic Research.

Ireland, P. N. (2001); “Money’s Role in the Monetary Business Cycle”, National Bureau of Economic Research, no. w8115.

Käfer, B. (2014); “The Taylor Rule and Financial Stability–A Literature Review with Application for the Eurozone”, Review of Economics, no.65.2, pp.159-192.

King, R. G.; C. I. Plosser and S. T. Rebelo (2002); “Production, Growth and Business Cycles: Technical Appendix”, Computational Economics, no.20(1-2), pp.87-116.

Kong, D. (2008); “Monetary Policy Rule for China: 1994-2006”, University of Queensland East Asia economic research working paper, no.14.

Kydland, F. E., and E. C. Prescott (1977); “ Rules Rather than Discretion: The Inconsistency of Optimal Plans”, The Journal of Political Economy, pp.473-491.

McCallum, B. T. (2002); “Monetary Policy Rules and the Japanese Deflation”, In Conference Paper for the March 20, 2002 Workshop Sponsored by the Economic and Social Research Institute of the Japanese Government.

Olivo, V. (2005); “Interest Rate Rules VS Money Growth Rules: Some Theoretical Issues and an Empirical Application for Venezuela”, University Library of Munich, Germany.

Razzak, W. A. (2003); “Is the Taylor Rule درک تعادل اقتصادی Really Different from the McCallum Rule?”, Contemporary Economic Policy, no.21(4), pp.445-457.

Senay, O. (2008); “Interest Rate Rules and Welfare in Open Economies”, Scottish Journal of Political Economy, no.55(3), pp.300-329.

Sun, S.; C. Gan and B. Hu (2012); “Evaluating McCallum Rule as a Policy Guideline for China”, Journal of the Asia Pacific Economy, no.17(3), pp.527-545.

Taylor, J. B. (1999); “The Robustness and Efficiency of Monetary Policy Rules as Guidelines for Interest Rate Setting by the European Central Bank”, Journal of Monetary Economics, no.43(3), pp.655-679.

Tovar, C. E. (2009); “DSGE Models and Central Banks. Economics”, The Open-Access, Open-Assessment E-Journal, no.3.

Volckart, O. (2007); “Rules, Discretion or Reputation? Monetary Policies and the Efficiency of Financial Markets in Germany”, 14th to 16th Centuries. No. SFB649DP2007-007. Sonderforschungsbereich 649, Humboldt University, Berlin, Germany.

آینده جهان در گرو یافتن نقاط تعادل است

پیروز غفرانی، رئیس اسبق اداره اول آسیای غربی وزارت امور خارجه و کارشناس مسائل استراتژیک با اشاره به پارادوکس های متعددی فراروی بشر در عرصه روابط بین الملل معتقد است که بشر در طول زمان به این فهم مشترک رسید که بعد از جنگ هم باید برای تعریف جایگاه ها به مذاکره نشست و در مورد نقطه تعادل به تفاهم رسید.

آینده جهان در گرو یافتن نقاط تعادل است

دیپلماسی ایرانی: فناوری های نوین موجب سرعت ورود علم به عرصه های جدید و کشف و اختراعات جدید شده و از سوی دیگر ورود علم به عرصه های جدید ، پیدایش و ظهور فناوری های نوین را امکان پذیر ساخته است. چرخه فوق یعنی هم افزایی علوم و فناوری های جدید ، سرعت تحولات در جوامع بشری را به سرعت بالا برده است . این هم افزایی در قالبی تصاعدی ، عرصه های مختلف حیات بشری را تحت تاثیر خود قرار داده است .

ظهور فناوری های نوین ارتباطی امکان آگاهی از وضعیت جوامع مختلف را به صورت لحظه ای فراهم آورده و روابط بین الملل و مبانی سیاست گذاری های حاکمیت ها را دستخوش تغییر ساخته است . ماهواره های متعدد ، بستر جهان گستر اینترنت، استودیوهای فیلم سازی و تکنیک های نوین آموزشی و تربیتی از طرق مختلف امکان تبادل نظر و اطلاع یابی از ارزش های ملت های دیگر را فراهم ساخته و نظام ارزشی ملت ها ، قومیت ها و حاکمیت ها را به چالشی غیر قابل باور کشانده است .

از سوی دیگر تکنولوژی های جدید تولید و توزیع ، تعاریف جدیدی از بنگاه داری و نظام های حاکمیتی سازمان ها و سیستم ها را ایجاد کرده است که برنامه ریزان اقتصادهای ملی و مدیران بنگاه های اقتصادی را وادار به جهانی اندیشیدن و کلان دیدن مسائل اقتصادی نموده است . حاکمیت نظام های مالی بین المللی بر نظام های مالی ملی ، لزوم همسویی و یکپارچه سازی نظام اقتصادی و مالی ملی در نظام اقتصادی جهانی نیز از جمله موارد دیگری است که سیاست گذاران اقتصادی و مدیران بنگاه های مالی را به آشنایی با نظام حاکم بر جهان وادار ساخته است .

تحولات سریع نظام بین الملل اما ، لزوما تنها کشورهای در حال توسعه را به چالش نکشیده است . کشورهای توسعه یافته نیز با چالش هایی مشابه مواجهند . هنوز نظام مالی بین الملل بعد از نشست برتون وودز دوم به تفاهمی جهانی دست نیافته و درگیری های پشت پرده برای تعیین سهم های جدید به شدت جریان دارد. هنوز پذیرش ارزش ها و هنجار های جهانی در جوامع ، اقوام و ملت های بسیاری از کشورها چه در دنیای توسعه یافته و چه در کشورهای در حال توسعه با چالش مواجه است . هنوز بر سر مالکیت علم و فناوری های نوین و اجازه استقرار آنها در عرصه های مختلف جوامع حرف و حدیث است . هنوز بر روی میزان دخالت مجامع بین المللی در سیاست گذاری های ملی بحث است و هنوز در مفهوم زمامداری خوب توافقی جهانی به دست نیامده است .

اما همه اینها نشان می دهد که دنیا با چالشی بزرگ مواجه است . چالشی که از آینده به سرعت در درک تعادل اقتصادی حال شکل گیری بر نظام ها و جوامع مختلف وارد می شود . در دنیای کنونی ، کالاها ، مفاهیم ، محصولات ، فرآیندها ، علوم و فناوری های نوین و هرچه که نو است در همه عرصه ها و توسط همه تولید می شوند و در معرض دید و نیاز نسل ها و جوامع مختلف قرار می گیرند؛ درک تعادل اقتصادی خواستگار پیدا می کنند و حاکمیت ها باید برای آنها سیاست گذاری کنند؛ از جامعه و نیازهای آن عقب نیفتند و سیاستی متوازن را در برخورد با آینده دنبال نمایند.

این سیاست ها اما به نوبه خود می توانند با بسیاری از نگاه ها و سیاست های ملی و داخلی تعارضاتی داشته باشند . اینکه در هر یک از این سیاست گذاری ها چه عوامل و نکاتی نقش اصلی را ایفاء می کنند مهمترین نکته ای است که برنامه ریزان کلان کشورها باید به آن امعان نظر داشته باشند . نگاهی گذشته گرا ، نگاهی جامد و متحجر و نگاهی ناآشنا با اوضاع کنونی جهان برای سیاست گذاری در پارادایم نوین قطعا مناسب نیست . بدیهی است که برای این کار به نگاهی تحول خواه ، آینده پژوه و رویکردی سیستمی نیاز است تا بتوان در مورد نحوه تعامل با این سرعت سیر تحولات تصمیمی بجا و شایسته اتخاذ کرد .

درک پارادایم جدید حاکم بر نظام بین الملل

پیچیدگی مسائل و مشکلات فراروی بشر اکنون حرف اول را می زند. بی تردید مسائل دنیا در هزاره سوم بسیار پیچیده تر از سده ها و حتی دهه های قبل شده اند. تشکیل آنچه که مانوئل کاستلز متفکر عصر حاضر "جامعه شبکه ای" نامیده، تاثیر و تاثر عوامل مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، امنیتی و. در عرصه بین المللی، پیوستگی سرنوشت انسانها و ملت ها به یکدیگر، نزدیک شدن. فاصله ها به واسطه گسترش فناوری های ارتباطی و اطلاعاتی درک تعادل اقتصادی و ده ها عامل و دلیل دیگر مجموعا باعث گردیده اند که مشکلات و مسائل فراروی دولت ها، شرکت ها، سازمان ها و ملت ها ابعادی بسیار بزرگتر از قبل به خود بگیرند و تصمیم گیری در مورد چگونگی از میان برداشتن آنها را نیز بسیار دشوارتر سازند. به تجربه ثابت شده که مشکلات فراروی جوامع فعلی عمدتا ناشی از راه حل ها و راهکارهای یکسو نگرانه و یکجانبه گرایانه بوده که تنها به پیچیده تر کردن مشکل اولیه منجر شده اند. از این رو دانشمندان جهان معتقدند ابزارهای پیشین برای کسب شناخت و معرفت از این پیچیدگی ها ناکارامدند و بشر می بایست به دنبال فناوریها، تکنیک ها و ابزارهای جدیدی برای درک این مشکلات و یافتن راه حل بهینه و همه جانبه نگر برای آنها باشد.

یافتن نقاط تعادل اما کاری است بسیار دشوار و قطعا با درگیری به دست نمی آید . بشر در طول زمان اما به این فهم مشترک رسید که بعد از جنگ هم باید برای تعریف جایگاه ها به مذاکره نشست و در مورد نقطه تعادل به تفاهم رسید . تفاهمی که منافع حداقلی همه طرف های درگیر را تامین نماید .

متناقض نماها ( Paradoxes )

تصمیم گیری ها در جوامع و در مدیریت های آن براساس نگاه به آینده و یا برداشت از تحولات آتی و پیش بینی ها صورت می گیرد. آینده نگری جزء لاینفک پروسه تصمیم گیری و برنامه ریزی ابنای بشر بوده است. به این معنا که مدیران به هنگام طراحی استراتژی های خود برای ورود به یک موضوع و ایجاد محیطی جدید در حقیقت سیر تحولات محیطی و روندهای حاکم را در نظر می گیرند. اما همانطور که آمد، با ورود به قرن جدید و پیچیده شدن مسائل به دلیل سرعت سیر تحولات، برنامه ریزی دقیق سخت تر از همیشه شده و نیاز درک تعادل اقتصادی بشر به شناخت دقیق تری از سیر تحولات، روندهای جاری و آتی و تاثیر و تاثر آنها بر نظام ها، برای همه و خاصه برای تصمیم گیران کلان، ضروری تر از پیش گردیده است. یکی از روش هایی که به کمک آن پیچیدگی ها بهتر درک شده و بشر را برای پی ریزی استراتژی ها و برنامه ریزی بهتر و تحت شرایط مختلف آماده می سازد برنامه ریزی با رویکرد پارادوکسیکال یا متناقض(نما) است.

همانطور که گفته شد بسیاری از متناقض نماهای ( Paradoxes ) پدیدار شده در جامعه بشری ناشی از سرعت ظهور تحولات جدید است. دانشمندان عبور از این بحران را در قالب یک مسیر می بینند و فرآیند راه حل را در طی مسیر به سمت یادگیری سازمانی و سوق دادن سازمان ها به سوی سازمان های یادگیرنده توصیف می کنند. مهمترین عنصر این فرآیند منعطف نمودن تصمیم گیری هاست و شاخص اصلی یادگیرنده بودن سازمان ها و سیستم ها، میزان انعطاف پذیری آنها در قبال تحولات محیطی و تسری آن در تصمیم گیری ها و سیاست گذاری های ایشان است.

یادگیری سازمانی نیز در همین پارادایم در دو قالب قابل تصور است. یادگیری مبتنی بر بهره گیری بهتر و بیشتر از داشته ها که بر روی اصلاح رویه ها، روش های اجرا، انتخاب ها و تصمیم گیری ها مبتنی و متمرکز است. و دوم یادگیری مبتنی بر اکتشاف یا آینده نگری که بر انطباق پذیری با تحولات آتی، تجربه های جدید، ریسک پذیری، تحقیق و تنوع پذیری متمرکز می شود. رهبران و مدیران پارادوکسیکال دست آوردهای درونی هر دو رویکرد یادگیری را برای سازمان خود می خواهند.

رفتار مدیران و رهبران سازمان ها و نظام ها در تعامل با پارادوکس ها نیز براساس مدل ذهنی آنها متفاوت است. برخی از مدیران با قبول تحول و تنش ناشی از آن برای خود و سازمان یا نظام خود به سوی آن گام بر می دارند و برخی دیگر سعی بر نادیده گرفتن آن و یا احتراز از آن بر می آیند. تجربه نشان می دهد که برخی رهبران حتی از طرح این مسئله توسط مدیران زیر مجموعه خود نیز جلوگیری می کنند و حرف نزدن درباره تنش های آتی را به مثابه روش صحیح کنترل سازمان تلقی می نمایند.

رویکرد متناقض (نما) Paradoxical Approach

در پی ریزی استراتژی رویکردهای متفاوتی مطرح بوده است. اغلب این رویکردها برای طراحی استراتژی با نگاهی مهندسی معتقد بوده اند که برای حل هر مسئله ای یک نقطه یا مجموعه ای از نقاط بهینه وجود دارد و مهندس طراح باید نقطه یا نقاط بهینه را بیابد. برخی دیگر از رویکردها نیز به وجود مبادله ای از مزایا و معایب در کاربرد یک استراتژی خاص ( Trade off ) در مقابل استراتژی دیگر اعتقاد داشته و بر این اساس به دنبال بنیان گذاشتن استراتژی خود در حوزه ای از تعامل است که هزینه ای کمتر و فایده ای بیشتر برای سازمان داشته باشد. بنای این نوع رویکرد اتخاذ این روش یا آن روش بوده است. یعنی انتخاب از میان دو سر یک پدیده که استراتژیست ها آن را متناقض با هم می دانستند.

اما در ادبیات جدید مدیریت استراتژیک موضوع رویکرد استراتژی های متناقض (نما) یا پارادوکسیکال مطرح شده است. این رویکرد معتقد است که استراتژی هایی که در ذهن بشر تناقض دارند در حقیقت متناقض نیستند و قابل تلفیق می باشند. به اعتقاد آنها، استراتژی های متناقض نما را می توان با نوآوری و بهره گیری از روش های نوین که موضوع را در خارج از پارادایم ذهنی حاکم جاگذاری می کند با هم داشت و به راه حل ها و استراتژی هایی دست یافت که فایده های دو سر طیف استراتژی های متناقض نما را داشته باشد و از هزینه های هر دو نیز خالی باشد. این رویکرد که در زیر مجموعه استراتژی ها و تکنیک های خلاقانه کشف و حل مسائل Inventive Problem Solving Techniques and Strategies می گنجد از آخرین دست آوردهای بشری در عرصه مدیریت استراتژیک می باشد.

در این رویکرد در ابتدا تناقضات استراتژیک دو سر طیف یک مسئله شناخته می شود و سعی می شود با بهره گیری از روش های خلاق و ایده پردازی، راه حلی ارائه شود که بر روی دو سر این طیف پلی ایجاد می نماید.

برای مثال در دنیای تجارت و آنهم از نوع متداول آن حداکثر سود استراتژی بنگاه ها و شرکت هاست. اینکه در ادبیات جدید تجارت ادای مسئولیت اجتماعی به عنوان شاخص عملکرد بنگاه ها و شرکت های نوین قرار می گیرد، رویکردی از نوع استراتژی های پارادوکسیکال به دنیای تجارت است. این ادبیات است که بیل گیتس صاحب مایکروسافت را به تخصیص سرمایه خود برای کمک به محرومین و کشورهای عقب مانده سوق می دهد.

شاید با استعانت از قرآن کریم بتوان این رویکرد را مانند دعوت دین از مومنین به دعا برای داشتن خیر در دنیا و آخرت دانست. در یک سر این طیف فرد ممکن است دنیا داشتن را مغایر با آخرت داشتن تلقی کند و در سر دیگر طیف نیز به همین گونه دنبال آخرت بودن را با دنیا را خواستن مغایر بداند.

به علت به بن بست رسیدن رویکردهای قبلی در عرصه استراتژی که برنامه ها را یکسو نگر و حذفی پی ریزی می کرد، به نظر می رسد که رویکرد نوین پارادوکسیکال بتدریج جهان برنامه ریزی را در بر خواهد گرفت. ایجاد پل های نوآورانه بین دو سر طیف هایی که بیشتر در اذهان سیاست ریزان است آغاز خواهد شد. در چنین حالتی دولت ها سیاست ها را با روندی مشارکتی با مردم و با کسانی که از سیاست ها متاثر می شوند تدوین خواهند کرد. آینده جامعه فدای پنداشت های مبتنی بر گذشته نخواهد بود و سنت گذشته نیز فدای همراهی با آینده نخواهند شد. روابط بین الملل به گونه ای تنظیم خواهد شد که بتوان هم عزت و فرهنگ ملی را حفظ نمود و هم روابط خوبی با همه دنیا داشت. و. .. هزاران پارادایم دیگر در عرصه هایی که متناقض تلقی می شوند.

پارادوکس ها در نظام بین الملل

در عرصه روابط بین الملل هم پارادوکس های متعددی فراروی بشر است . شاید ذکر چند نمونه به فهم بهتر مطلب کمک کند :

- از یکسو روند جهانی شدن با شتابی روز افزون ، اقتصادها ، فرهنگ ها و ارزش ها را در قالبی جهانی با هم در می آمیزد و از سویی دیگر اقوام، ملت ها ، باورها و ارزش های ملی سعی در حفظ هویت خود دارند .

- از یکسو امپراطوری های نفتی به دنبال گران کردن انرژی و افزایش سود خود هستند و از سویی دیگر جهان برای توسعه اقتصادی به فضای تنفسی در سایه رشد کمتر بهای انرژی نیازمند است .

- از سویی کارتل های فروش سلاح به دنبال ایجاد تنش و افزایش فروش خود هستند و از سویی دنیا به آرامش و کاهش نرخ تشنجات نیازمند است .

- از یکسو نظام مالی بین الملل به پی ریزی ریختی متوازن و قابل قبول برای همه در قالبی مانند برتون وودز سه نیازمند است که این بار منافع جوامع عقب افتاده را نیز لحاظ کند. و از سویی دیگر بنگاه های بزرگ مالی جهانی و از جمله موسسات بزرگ مالی مستقر در وال استریت به کوچکترین تغییری که با سیاست های پیشین آنها در تعارض باشد رضایت نمی دهند و با شگردهای مختلف در این راه سنگ اندازی می کنند.

- از یکسو کشورهای در حال توسعه با تشکیل ائتلاف ها و همکاری های منطقه ای و جهانی به دنبال تعریف جایگاهی نوین در عرصه جهانی و توسعه ای متوازن در نظام بین الملل هستند و از سویی دیگر تغییر جایگاه آنها در نظام سلطه به راحتی امکان پذیر نیست و از طرق مختلف سد می شود.

- از یکسو صحبت از حقوق ملت ها می شود و نظام ارزشی جهانی تبلیغ می شود اما از سویی دیگر استانداردهای دوگانه در پیاده سازی و تعریف مصادیق ناقضین همین ارزش ها بنا به مصالح سیاسی و بین المللی قابل مشاهده است .

- و مثال هایی از این دست که می توان برشمرد .

مشکل اینجاست که اینها همه بر هم تاثیر و تاثر متقابل نیز دارند. برای مثال افزایش تشنج در مناطق مختلف جهان ، خود باعث افزایش بهای نفت و بالا رفتن میزان خرید سلاح می شود. افزایش بهای نفت عقب ماندگی را به وجود می آورد و حجم بالای خرید سلاح ، احتمال وقوع جنگ را افزایش می دهد . و.

در رویکرد سیستمی این حلقه های فزاینده تاثیر و تاثر بر هم را حلقه های تشدید شونده Reinforcing Loops می نامند . نکته اینجاست که اگر این حلقه های تشدید شونده مهار نشوند ، تاثیرات بهمنی Avalanchic Effect خواهند داشت . یعنی با بارش بهمنی باعث ریختن دومینو وار همه چیز خواهند شد. یعنی با استمرار چنین اوضاعی قطعا نمی توان به آینده بشریت امیدوار بود .

جهان برای جلوگیری از بروز چنین آینده ای به همکاری و مشارکت همه بازیگران عرصه های ملی ، منطقه ای و بین المللی نیاز دارد . طراحی حلقه های تثبیت کننده Balancing Loops راه حلی است که همه دولتها و ملتها باید به دنبال آن باشند . یعنی حلقه هایی که ضمن جلوگیری از تشدید اوضاع ، به آرامش و صلح جهانی کمک کند و همه دولتها و ملت ها را در نظامی فراملی به مشارکت طلبد . این حلقه ها می بایست هم در عرصه های داخلی و هم در عرصه های منطقه ای و بین المللی شکل گیرند و رسیدن به نقاط تعادل جدید را دنبال کنند.

یافتن نقاط تعادل اما کاری است بسیار دشوار و قطعا با درگیری به دست نمی آید . تفاوت جامعه بشری در هزاره سوم با جوامع اولیه در رسیدن به این تعادل است . جوامع اولیه برای رسیدن به خواسته هایشان به دنبال حذف رقبا و طرف های دیگر از طریق فیزیکی بوده اند . چماق انسان غارنشین وسیله رسیدن او به اهدافش برای اقناع دیگران بود . بشر درک تعادل اقتصادی در طول زمان اما به این فهم مشترک رسید که بعد از جنگ هم باید برای تعریف جایگاه ها به مذاکره نشست و در مورد نقطه تعادل به تفاهم رسید . تفاهمی که منافع حداقلی همه طرف های درگیر را تامین نماید .

رویکرد پارادوکسیکال به عنوان آخرین دست آورد بشری در عرصه مدیریت استراتژیک مدعی است که می توان از طریق ارائه راه حل های مبتکرانه ، دو سر پر چالش این طیف ها را به هم نزدیک کرد و به نقاط مشترکی از رضایت همگانی رسید . جایی که از طریق مشارکت ها و همراهی ها، بتوان منافع حداقلی تمام بازیگران صحنه بین الملل را تامین نمود و نقطه شروعی را برای رسیدن به منافع حداکثری بنا گذاشت . /16

انتشار اولیه: یکشنبه 31 شهریور 1392/ باز انتشار: پنجشنبه 4 مهر 1392

اقتصاد کلان یک (ترم بهار 1401)

نقطه شروع در حوزه‌های مختلف علوم، مشاهدات قاعده‌مند یا نظم‌های آماری است. این مشاهدات، وقایعی را نشان می‌دهد که در زمان و مکان‌های مختلف به شکل نسبتا مشابهی رخ می‌دهد و لذا این احتمال را تقویت می‌کند که قواعد ثابتی بر رفتار آن‌ها حاکم باشد. در علم اقتصاد کلان، مشاهدات قاعده‌مند زیادی منشا پیدایش فرضیه‌های متعددی بوده است. به‌طور کلی می‌توان علم اقتصاد کلان را به دو حوزه چرخه‌های تجاری و رشد اقتصادی تقسیم کرد که در حوزه اول، اقتصاد در حالت کوتاه مدت درنظر گرفته می‌شود و هدف آن درک علت و آثار نوسانات درآمد ملی است و در حوزه دوم، اقتصاد در حالت بلندمدت بررسی می‌شود که هدف آن، درک عامل تعیین کننده افزایش درآمد ملی است. تحولات بسیار بزرگی طی بیش از هفتاد سال گذشته در این دو حوزه رخ داده است. امروزه اقتصاد کلان مدرن، بر دو پایه استوار است که پایه اول را انتظارات عقلایی و پایه دوم را مبانی اقتصاد خرد تشکیل می‌دهد. در واقع می‌توان گفت اقتصاد کلان، اقتصاد خردی است که پویا و تجمیع شده است. در این دوره درسی قصد داریم این دو حوزه را تحت چارچوب های ذکر شده مورد بررسی قرار دهیم.

اقتصاد کلان یک (ترم بهار 1401)

سید علی مدنی زاده

سید علی مدنی زاده

دکتر سید علی مدنی زاده استادیار دانشکده اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف می‌باشد. ایشان دوره کارشناسی و کارشناسی ارشد خود را در رشته مهندسی برق در دانشگاه صنعتی شریف سپری نمودند و برای ادامه تحصیل در دانشگاه استنفورد در رشته مهندسی محاسبات ریاضی در مقطع کارشناسی ارشد مشغول به تحصیل گشتند. سپس در دانشگاه شیکاگو موفق به اخذ دکترای اقتصاد گشتند.

4 راه برای درک بهتر ریسک در امور مالی

امور مالی

اخیراً، دکتر آرون کارول مقاله فوق‌العاده‌ای را در مورد اقتصاد در زمان بیماری کرونا و خطرات شخصی آن در روزنامه نیویورک تایمز نوشته است. این مقاله عمیقاً به این موضوع می پردازد که ما به عنوان انسان چگونه خطر را در زندگی روزمره خود ارزیابی می‌کنیم و اینکه چگونه ارزیابی عادی ریسک به خوبی با واقعیت‌ چالش های زندگی که با آن روبرو هستیم مطابقت ندارد. ما در این مطلب کوتاه به برخی ریسک ها و درک بهتر آن ها بر روی امور مالی خود می پردازیم.

برقراری تعادل در بحث امور مالی

نکته اصلی که وی بیان کرده این است که ریسک در بیشتر زمینه‌های زندگی ما به طور نامناسبی تعریف شده است به گونه ای که اغلب درک درستی از آن مخصوصا در مساءل اقتصادی درک تعادل اقتصادی نداریم. در مساءل اقتصادی، اگر نوسانات بیش از حد شما را نگران می‌کند، فقط کافی است برخی از سرمایه گذاری های بی ثبات خود را جابه جا کنید، نه همه آنها را و تعادل بهتری را در آنها بیابید. این کار یک انتخاب بله یا خیر نیست بلکه یک فرایند است که باید طی شود.

استراتژی هایی برای مدیریت ریسک در امور مالی

  1. برای همه چیز محدودیت‌های معقول قائل شوید

به‌جای اینکه به انتخاب‌هایتان به‌عنوان «همه یا هیچ» نگاه کنید، تصمیم بگیرید که محدودیت‌های معقولی برای همه چیز قائل شوید و با آن محدودیت‌ها زندگی کنید. چرا این کار جواب می دهد؟ چون در بیشتر چیزهای زندگی، یک منحنی رضایت وجود دارد. صرف تمام هزینه‌ها برای چیزی که دوست دارید منجر به بدبختی می‌شود و داشتن بیش از نیاز آن نیز به سرعت از علاقه ما کاسته و به یک امر عادی تبدیل می‌شود. با این حال، با روتین شدن رویکرد صفر یا صدی، به طور مداوم ریسک و یا هزینه را بدون ارزش اضافی متقبل می شوید. پس از قبل یک محدودیت مشخص برای خود تعیین کنید و از آن محدودیت پیروی کنید، مثلا فقط پنج عدد قهوه در ماه را می توانید در بیرون از خانه بخورید. با این کار متوجه خواهید شد که بیشتر ارزشی که از آن تجربه به دست می آورید در حال حاضر با بخش نسبتاً کمی از ریسک و هزینه همراه است.

  1. تا حد امکان اتوماتیک و روبات وار با مسائل اقتصادی برخورد کنید

یکی از عوامل خطرناک که مردم اغلب در مساءل اقتصادی نادیده می‌گیرند، تصمیم‌گیری ضعیف در لحظه است. به عنوان مثال، ممکن است ما یک برنامه سرمایه گذاری عالی پیش روی داشته باشیم، اما در لحظه و تحت فشار اطرافیانمان که از وام و قسط می ترسند تصمیم می گیریم که سرمایه گذاری نکنیم.

یک راه عالی برای حل این مشکل این است که تصمیمات خود را تا حد امکان اتوماتیک انجام دهید. یک برنامه مالی خوب در نظر بگیرید و سپس آن را به طور خودکار در آینده اجرا کنید.

یک مثال عالی از این امر پس انداز است. به جای اینکه به خودتان متکی باشید و دائماً کارها را به خاطر بسپارید و در مورد انتخاب آنها تصمیم بگیرید، در عوض از هر واریزی حقوقتان یک انتقال خودکار را به طور ماهیانه به حساب اضطراری خود ترییب دهید.

این اتوماسیون برای انتخاب های غیر مالی چگونه اعمال می شود؟ ممکن است انتخاب کنید که یک ملاقات هفتگی با دوستان خود در یک پارک ترتیب دهید و آن را به عنوان یک رویداد برنامه ریزی شده در تقویم خود قرار دهید. سپس انتخاب کنید که جلسات اجتماعی دیگر را به حداقل برسانید. برنامه ریزی رویدادهای مکرر انجام آنها را آسان می‌کند و با حداقل فکر یا تصمیم گیری به آنها پایبند می مانید. این کار به عنوان زمان بندی بلوکی شناخته می شود.

  1. سرمایه گذاری ها و انتخاب های شخصی خود را برای مطابقت با تحمل ریسک خود متنوع کنید

همه ما تحمل ریسک های متفاوتی داریم، چه در امور مالی و چه در موارد دیگر. این فقط به دلیل نگاه درونی ما به جهان نیست، بلکه به دلیل تفاوت های زندگی ما نیز هست. والدینی که در خانه با فرزندی که دارای یک اختلال خود ایمنی است زندگی می کنند، احتمالاً رویکرد متفاوتی در قبال بیماری کرونا نسبت به یک فرد جوان نشان می دهند. این ربطی به میزان تحمل ریسک داخلی آنها ندارد، بلکه چیزی است که آنها باید به آن توجه کنند. افراد مختلف برای چیزهای مختلف ارزش های متفاوتی قائل هستند.

در مورد امور مالی هم همینطور است. برخی افراد به سادگی می توانند خطرات مالی خود را بیش از دیگران تحمل کنند و همان فرد ممکن است با تغییر وضعیت، ریسک نسبی سرمایه گذاری خود را در طول زندگی خود تغییر دهد.

نکته اصلی اینجاست که درباره تصمیماتی که باید بگیرید بیاموزید و در مورد سطح ریسکی که برای شما قابل قبول است فکر کنید و تصمیمات خود را بگیرید. لازم نیست دستور العمل ها و قوانینی را که توسط یک معلم مالی یا دوستتان در خیابان تنظیم شده است، دنبال کنید. در عوض، وقت خود را صرف یادگیری آنچه در حال وقوع است از منابع مختلف صرف کنید و سپس انتخاب‌هایی انجام دهید که بر اساس میزان ریسکی باشد که شخصاً تحمل می‌کنید. شما باید در این تصمیمات قوی و مطمئن باشید.

  1. تمرکز خود را به جای نتیجه های فوری روی فرآیند بگذارید

یک استراتژی نهایی این است که همیشه از بیرون به تصمیمات کوچک فردی خود نگاه کنید و به جای نتایج فوری، روی فرآیند کلی تمرکز کنید.

آوردن مثال رژیم غذایی در اینجا واقعا به جا است. بسیاری از مردم می‌خواهند هنگام تغییر رژیم غذایی، نتایج فوری را ببینند، اما حقیقت این است که تغییر قابل توجه در وزن زمان‌بر است. این نتیجه یک بار انتخاب نکردن خوردن بستنی نیست، بلکه نتیجه بسیاری از انتخاب های فردی است. کمتر بر روی تصمیم فردی برای خوردن یا نخوردن بستنی تمرکز کنید و بهتر است به این نگاه کنید که چگونه این تصمیم درک تعادل اقتصادی بخشی از یک تصویر کلی است. فرآیند بزرگ در اینجا چیست؟ یا، به بیان دیگر، فرد سالمی که در حال تبدیل شدن به آن هستید، چه چیز را در این مواقع انتخاب می‌کند؟

برقراری بین ریسک و پول

برقراری بین ریسک و پول

با توجه به امور مالی خود، اسیر وسوسه خرید خاصی نشوید. در عوض، عقب نشینی کنید و به تصویر بزرگ نگاه کنید، تصویری که لذت در لحظه را با اهداف بلندمدتی که برای خود دارید متعادل می‌کند. باز هم، به جای وسوسه لحظه‌ای، به فرآیند اعتماد کنید.

سخن آخر

ریسک درباره انتخاب همه چیز یا هیچ چیز نیست. در عوض، انتخاب‌های کوچکی که انجام می‌دهیم به سطح کلی ریسکی که در هر بخش از زندگی‌مان داریم می‌افزایند. زمانی که به طور منظم تصمیماتی با ریسک کوچک اتخاذ می‌کنیم، ریسک کلی را افزایش می‌دهیم. چالش این است که بین فواید برخی از انتخاب‌هایی که با سطحی از ریسک همراه هستند، با مزایای تصمیم‌گیری‌های دیگری که ریسک را به حداقل می‌رسانند، تعادل برقرار کنیم. این یک اقدام متعادل کننده است و هر چه بهتر یاد بگیریم که به تعادل سالم برسیم، وضعیت مالی و زندگی ما بهتر خواهد شد.

ایجاد تعادل در زندگی

ایجاد تعادل در زندگی

ایحاد تعادل در زندگی باعث می شود تا شما تمام وظایف خود را با نظم و ترتیب انحام دهید. در واقع تعادل در زندگی به معنی تعادل داشتن در کار و تفریح و امورات زندگی است. باید برای هر کاری مدیریت زمان داشته باشید تا بتوانید زمانی که دارید را بین شغل و زندگی و … تقسیم بندی کنید. اگر انسان بتواند در زندگی خود تعادل ایجاد کند با این تعادل در زندگی به موقع به کلیه امور پرداخته و در نهایت احساس آرامش و امنیت خاطر خواهد داشت. پس برای اینکه هدف گذاری هوشمندانه ای در زندگی داشته باشید بهتر است بهتر است ابتدا تعادل را در زندگی برقرار کنید.

ایجاد تعادل در زندگی

تعادل از کلمه عدل گرفته شده بدین ترتیب به معنی برقراری عدالت است. افرادی که قصد برقراری تعادل در زندگی را دارند ابتدا بابد هدف خود را از زندگی مشخص کنند. پس از تعیین هدف برنامه ریزی معینی داشته باشد تا زندگی او تعادل پیدا کند. تعادل بین کار و زندگی باعث می شود تا شما فرصت کافی برای خانواده داشته باشید باشید بتوانید در کنار آنها به تفریح و مسافرت بپردازید. علاوه بر این شغل خود را هم داشته باشید و بتوانید درآمد خوبی بدست آورید. کسی که اولویت اول را کار قرار می دهد در واقع فرصت برای زندگی کردن با خانواده ندارد و این می تواند نارضایتی اطرافیان را به همراه داشته باشد.

افرادی هم هستند که مدام درگیر خانواده می باشند و فرصت کمی را برای کار کردن اختصاص می دهند این افراد چون درآمد مالی کمی دارند قطعا نمی توانند نیاز خانواده را به بهترین شکل اجابت کنند. اما وقتی تعادل بین کار و زندگی برقرار باشد فرد حد و مرزی را برای خود مشخص می کند و می تواند در این محدوده فرصت کافی برای خانواده و حتی شغل و کار خود داشته باشد. برنامه ریزی دقیق و مدیریت زمان اولین راه رسیدن به این هدف است. به کمک این فاکتورها شما می توانید زمان کافی برای کنار خانواده بودن و همچنین کار کردن داشته باشید و همه را از خود راضی نگه دارید.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.